سرخ و سیاه نوشته ی استاندال
امتیاز من: 4/5
ترجمه ی مهدی سحابی، نشر مرکز
داستان درمورد پسر جوانی در فرانسه است که میخواهد کشیش شود. چون زبان لاتین را خوب میداند موفق میشود در خانه ی شهردار شغلی به عنوان معلم سرخانه ی بچه ها پیدا کند. اما عاشق همسر شهردار میشود و مجبور میشود از شهر فرار کند. به مدرسه ی دینی میرود و کمی بعد در خانه ی یکی از اشراف پاریس شغلی به عنوان منشی او پیدا میکند. اما عشقش به زن شهردار آینده ی دیگری را برایش رقم میزند
مدت ها پیش لیستی از 100 رمان برتر تاریخ (در ژانر کلاسیک) به دستم رسید و آشنایی من با این کتاب از ظریق اون لیست بود. خوندنش خیلی خیلی خیلی بیشتر از چیزی که باید طول کشید و یکی از دلایلش سختی خوانش خود کتاب بود. شخصیت ها زیادن و اسامی به خاطر فرانسوی بودنشون هم طولانین هم خب به گوش ما نا آشنا هستن. یکمی هم احتمالن اگر درمورد تاریخ فرانسه و جو سیاسیش تو اون دوره بدونین بد نباشه چون من یه مقداری بعضی قسمت هاش برام عجیب بود و درکشون نمیکردم
چیزی که خیلی خیلی درمورد کتاب دوست داشتم، مونولوگ های طولانی درونی شخصیت ها بود. این که قضایا رو چجوری برای خودشون تحلیل و بعد نتیجه گیری میکردن یا این که دیدشون با توجه به طبقه ی اجتماعی که ازش میومدن، به دنیا چجوری بود. اگر خیلی از مونولوگ های شخصیت ها یا کتابایی که نویسنده خیلی توشون وقت صرف توصیف جزییات میکنه خوشتون نمیاد، احتمالن این کتاب حوصلتون رو سر ببره. اما من به عنوان کسی که هر از گاهی دوست داره یه رمان کلاسیک وسط بقیه ی ژانرها بخونه، فکر میکنم هرکسی حداقل یک بار باید این کتاب رو خونده باشه
ترجمه هم به نظرم فوق العاده بود. درست متناسب با موقعیت و زمان نوشتار خود رمان
Comments
Post a Comment